سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

نوشته های نوشته نشده

تلویزیون این روزا

    نظر

الهم عجل لولیک الفرج


مدتها بود که با تلویزیون این جوری آشتی نکرده بودم و فقط گهگاهی سریالهایی مثل بیدار باش و این اواخر هم کلاه پهلوی رو می دیدم ولی این روزا تلویزیون با قدرت باورنکردنی برگشت البته نه تنها به ذهن من که من فکر می کنم کلا به جمع خانواده ها.

1. دیالوگ هایی محشره و معرکه صحنه های خاص و متن های ریز سریال های تلویزیون به خصوص دزد و پلیس و راستش را بگو  عملیات 125 سریال های با جراتی که مدام دارن به تمام وضع زندگی این روزای ملت از خوذ ملت گرفته تا هرکی مسئوله یه تلنگر می زنن.

3. تو سریال دزد و پلیس سکانسی که اشاره می کرد به امانت گرفتن ساک شیشه توسط بازیکنان فوتبال و طعنه به ماجرای قدیمی مصرف شیشه توسط یه سری فوتبالیست برای کاهش وزن و همچنین حمایت از وحید هاشمیان و طعنه به رویانیان برای حمایت از قهرمانان فوتبال معرکه بود. یا سکانسی که مهران رجبی تیرهای تفنگ شکاری رو داخل سطل زباله انداخت و از همه مهمتر زیباتر دیالوگ داوود به ناصر در مرود حضور پلیس ها در جامعه که گفت به خاطر اینکه پلیس ها همه جا هستن ادم دیگه امنیت نداره.

4. یا نوع بازی و دیالوگ ها و روایت زیبای سریال راستش را بگو البته من هنوز تا الان یه دیالوگ زیبا و محشر دیدم ازش ولی خب سبک داستان بخصوص نوع روایتش و اینکه مامورین امنیت در حالی که باهم کل کل دارن ولی حسابی هوای هم دیگه رو هم دارن و امروز یه دیالوگ فوف العاده و یه روایت بسیار عالی از جنگ و شاید یه جواب محکم به یه عده داشت دیالوگی که گفت امام به ما جوونها اعتماد کرد و اجازه داد ما بجنگیم و مردم هم امروز نتیجه اش رو دیدن به نظر من روایتی و نگاهی جدیدی رو نشون می داد از جنگ رفتن جوانهای اون روزا.

5. ولی خب عملیات 125 این سریال کلا من باهاش حال می کنم بس که همه چیزش رو استاندارد می سازه صحنه ها دیالوگ ها اصول روایت داستان در این سبک سریال ها و داشتن فصل ها. و هینطور وجود قهرمان های خاکستری که اصلا معصوم نیستن و از جنس اهن هم نیستن که همیشه سالم بمونن و فقط مواقعی که خواستن کشته بشن اسیب ببینن. قهرمانی که مشکل مسکن داره و دقدغه ی ازدواج ( من با املاش مشکل دارم سخت نگیرید راهنمایی کنید) و اینبار استفاده ی حرفه ای و با گرافیک نسبتا قابل قبول در نشان دادن اتفاقا و عوامل اتش سوزی حتی کل کل زیبای پدر و پسر تو بیمارستان و چقدر با ادبانه و خنده دار در با هم شوخی کردن در عینی که احترام پدر حفظ شد و پسر منتی رو به پدر نذاشت و کاملا بر خلاف سریال دیوار بود با کل کل های طلب کارانه...